? مصباح الهدی : صفحۀ اصلی
مصباح الهدی

 

   
صفحۀ اصلی > 

 


تسليت

21 رمضان

سالروز شهادت مظهر عدالت و اسوه ی شهامت،

پدر امت و مقتدای مؤمنین،

امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیهما السلام)

بر تمامی شیعیان و دوستداران آن حضرت

تسلیت باد.

تاریخ: 11/07/1386
نویسنده : ابوالحسن میری
[لینک به این مطلب]

نظر شما(0)

 
"رمز دوستی و سرّ دشمنی"

باسمه تعالی 

 

 

"رمز دوستی و سرّ دشمنی"

 

کیمیاگران معتقد بودند که در عالم ماده ای وجود دارد به نام اکسیر که می تواند ماده ای را به ماده دیگری تبدیل کند. قرنها به دنبال آن گشتند اما نیافتند. در این میان، شعرای فارسی زبان، عشق را اکسیر نامیده اند و گفتند: اکسیر واقعی که نیروی تبدیل دارد، تنها عشق و محبت است که اگر عشق و محبت نباشد، دل، دل نیست، بلکه آب و گل است.

 

از بزرگترین امتیازات شیعه این است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است. از زمانی که این مکتب توسط پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) پایه گذاری شد، زمزمه محبت و دوستی در میان بوده است. از این رو، تشیع مذهب عشق و شیفتگی است.

 

در تاریخ اسلام از علاقه شدید و شیدایی مسلمانان نسبت به شخص پیامبر اکرم (صلی اله علیه و آله و سلم)، نمونه های برجسته و بی سابقه ای را مشاهده می کنیم. همچنین همواره گروهی را بر گرد علی (علیه السلام) می بینیم که شیفته و مجذوب او می باشند. علی (علیه السلام) همان کسی است که در عین اینکه بر افرادی حد الاهی جاری می ساخت، باز هم از او روی بر نمی تافتند و از محبتشان به او کاسته نمی شد؛ محبتی که سرچشمه ای جاودانه داشت...

 

علی(علیه السلام) همیشه شخصیتی دو نیرویی بوده است. او همیشه هم جاذبه داشته است و هم دافعه. در میان اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم)، هیچ کس مانند علی(علیه السلام) دوستانی فداکار نداشت، همچنان که هیچ کس مانند او دشمنانی این چنین خطرناک نداشت. اما راز دافعه علی(علیه السلام) در چه مطلبی نهفته است؟

 

هر انسان هدفدار و مبارزی که در پی عملی ساختن هدفهای خویش است، طبعا دشمن ساز است و مخالف و ناراضی نیز دارد. چنین انسانی مصداق قول خداوند است که: "در راه خدا می کوشند و از سرزنش هیچ سرزنشگری نمی ترسند."(1)

 

یکی از مظاهر جامعیت علی(علیه السلام) این است که در مقام عمل، با فرقه های گوناگون و انحرافات مختلف رو به رو شده و با همه مبارزه کرده است. گاهی با دنیاپرستان تجمل گرا، گاهی با سیاست پیشگان صد رنگ و گاهی با مقدس نماهای جاهل و منحرف مبارزه کرده است. علی(علیه السلام) در راه خدا از کسی ملاحظه نداشت و اگر کاری انجام می داد، فقط به خاطر خدا بود. طبیعتا این حالت دشمن ساز است و روحهای پر طمع و آرزو را به درد می آورد.

 

اما در این میان، جاذبه علی(علیه السلام) به گونه ای است که هم سطح وسیعی از جمعیت را مجذوب خویش ساخته و هم در طول زمان گسترش یافته و هم تا اعماق و ژرفای باطنها پیش رفته است. لذا محبت علی (علیه السلام)، بر قلبها حکومت می کند و زمام احساسها را در دست گرفته است.

 

رمز و راز محبت را هنوز کسی کشف نکرده است ولی روشن است که چیزی در محبوب هست که محب را به سوی خود می کشد. علی(علیه السلام) محبوب دلها و معشوق قلبها است. سؤال این است که فوق العادگی علی(علیه السلام) در چیست که عشقها را بر انگیخته و دلها را شیفته خود ساخته است؟

 

تاریخ بشر، قهرمانان بسیار سراغ دارد: قهرمانان سخن، قهرمانان علم و فلسفه، قهرمانان قدرت و سلطنت، قهرمانان میدان جنگ؛ ولی در طول زمان، بیشتر آنان در ذهن بشر کمرنگ و کمرنگتر شدند و برخی به کلی از یاد رفتند. اما علی(علیه السلام) نه تنها با کشته شدنش نمرد، بلکه زنده تر گردید. پس مسلما دوستی او از نوع قهرمان دوستی که در همه ملتها وجود دارد، نیست.

 

همین طور اشتباه است اگر بگوییم محبت علی(علیه السلام)، از راه فضیلتهای اخلاقی است. درست است که علی(علیه السلام) مظهر انسان کامل بود و آدمی، نمونه های عالی انسانیت را دوست می دارد؛ اما اگر علی(علیه السلام) همه این فضایل انسانی نظیر حکمت، علم، تواضع، ادب، عدالت، شجاعت، مروت و ...، همه و همه را می داشت،  اما رنگ الاهی نداشت، مسلما این قدر که امروز محبوب دلها است، محبوب نبود.

 

آری؛ علی(علیه السلام) از آن نظر محبوب است که با حق و حقیقت، پیوندی ناگسستنی دارد. دلهای ما به طور ناخود آگاه در اعماق خویش با حق پیوستگی دارد و چون علی(علیه السلام) را آیت بزرگ حق می یابیم، به او عشق می ورزیم. در حقیقت پشتوانه عشق علی(علیه السلام)، پیوند جانها با خدا است که برای همیشه در فطرتها نهاده شده و چون فطرتها جاودانی است، مهر علی(علیه السلام) نیز جاودانه و همیشگی است...

 

"برگرفته از کتاب جاذبه و دافعه علی علیه السلام نوشته ی شهید مرتضی مطهری"

 

..............................................................................................................................

پاورقی ها:

1.        ... یجاهدون فی سبیل الله و لایخافون لومة لائمٍ .... (سوره مائده، آیه 54).

 

 

تاریخ: 11/07/1386
نویسنده : ابوالحسن میری
[لینک به این مطلب]

نظر شما(3)

 
اعتراف

باسمه تعالي

« اعتراف »

امواج خروشان تاريخ، گاهي اخبار سرنوشت سازي از رويدادهاي آينده به همراه خود مي آورند. اما اگر اين پيش گوئيها با منبع وحي پيوند بخورد، اعتبار و نقشي تعيين کننده خواهد داشت. در اين ميان، مهم آنست که ما انسانها اين امواج را به خوبي دريافت کنيم و هنگامي که با ترازوي منطق آنها را سنجيديم، از صميم قلب آنها را بپذيريم و خويشتن را براي رويدادنشان آماده نمائيم. موضوع رسالت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) نيز جزو آن دسته از رويدادهاي سرنوشت سازي است که پيش گوئي آن، از مدتها قبل توسط منبع وحي در صفحات تاريخ نگاشته شده بود.

قرآن مجيد با صراحت کامل مي گويد: اهل کتاب نام و خصوصيات او را در کتاب هاي خود مي خوانند و مي دانند که پيامبران آنان از ظهور و برانگيختن چنين رهبري گزارش داده اند.(1)

از اين رو دانشمندان يهود، راهبان مسيحي و کاهنان عرب پيش از بعثت پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم)، از نبوت آن حضرت خبر مي دادند و مدرک آنان نيز همان کتاب هاي ديني و عهدين بود.

به همين خاطر و بر پايه ي همين پيش گويي ها، وقتي پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم ) در سال هفتم هجرت، نامه هاي دعوت به زمامداران جهان فرستادند؛ قيصر (فرمانرواي روم)، واکنش جالبي به آن نشان داد که داستان آن را باهم مرور مي کنيم:

وقتي نامه رسان رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم )، نامه را به قيصر (فرمانرواي روم) تسليم کرد، زمامدار خردمند روم احتمال داد که نويسنده ي نامه، همان محمد موعود انجيل و تورات باشد. لذا دستور داد تا از خصوصيات زندگي وي اطلاعات دقيقي به دست آورند و هرکس از نزديکان و يا از کساني که از اوضاع وي اطلاع دارند را شخصا به حضور او بياورند.

از قضا در همين زمان، ابوسفيان و دسته اي از قريش براي تجارت به شام آمده بودند. ابوسفيان اگرچه به خاطر حفظ موقعيت خويش از سرسخت ترين دشمنان اسلام به شمار مي آمد، اما پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم )  را از نزديک مي شاخت و از خصوصيات ايشان آگاه بود. لذا مأمور قيصر با او و همراهانش تماس گرفت و همه را به بيت المقدس و دربار پادشاه برد. قيصر دستور داد که ابوسفيان پيش روي او بايستد و به سوالات او به دقت پاسخ دهد و همراهان او هم پشت سرش بايستند و مراقب سخنانش باشند تا اگر ابوسفيان به دروغ و يا خطا حرفي زد، سريعا به آن اشاره کنند. با اين اوضاع، قيصر از ابوسفيان سؤالات زير را مطرح کرد و ابوسفيان نيز پاسخ گفت:

قيصر: نسب محمد چگونه است؟

ابوسفيان: از خانواده اي شريف و بزرگ است.

قيصر: در نياکان وي کسي هست که بر مردم سلطنت کرده باشد؟

ابوسفيان: نه

قيصر: آيا پيش از ادعاي نبوت، از دروغ گفتن پرهيز داشت يا نه؟

ابوسفيان: محمد مرد راستگويي بود.

قيصر: چه طبقه اي از مردم از او طرفداري مي کنند و به آيينش گرويده اند؟

ابوسفيان: اشراف با او مخالفند و افراد عادي و متوسط، هوادار او هستند.

قيصر: آيا پيروان او رو به افزوني اند؟

ابوسفيان: آري.

قيصر: آيا او در نبرد با مخالفان پيروز است يا مغلوب؟

ابوسفيان: گاهي پيروز است و گاهي با شکست روبرو است.

در اين هنگام قيصر به مترجم خود گفت: به آن ها بگو اگر اين حرف هاي شما صحيح باشد، حتما او پيامبر آخر الزمان است. من در برابر او خضوع مي کنم و براي او احترام قائلم.

در اين ميان يکي از نزديکان قيصر خواست شيطنتي کند و گفت: محمد در نامه خويش، نام خود را بر نام تو مقدم  داشته است. قيصر عصباني شد و گفت: کسی که فرشته ی وحی بر او نازل می شود، شایسته است تا نام او بر نام من مقدم باشد. 

سپس قیصر در پاسخ نامه ی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم ) نوشت: نامه ی شما را خواندم و از دعوت شما آگاه شدم. من می دانستم که پیامبری خواهد آمد ولی گمان می کردم که این پیامبر، از شام خواهد برخاست... (2)

 

(برگرفته از کتاب "راز بزرگ رسالت" نوشته­ی: آیت الله جعفر سبحانی)

 

..................................................

پاورقی ها:

1ـ آیات: 146 سوره بقره، 157 سوره اعراف و 6 سوره صف، اشاره به این موضوع دارند.

2ـ تاریخ طبری، جلد 2، صفحه 290

تاریخ: 20/05/1386
نویسنده : ابوالحسن میری
[لینک به این مطلب]

نظر شما(0)

 
اعجاز قرآن ...

اعجاز قرآن ...

 

بی شک آگاهی از این نظم غیر بشری اطمینان ما را به آسمانی بودن قرآن ، دوچندان می نماید . به قول یکی از محققین ، هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زیر ایمان می آورد که قرآن کلام خدا است ، چه رسد به افرادی که مسلمان هستند . جمله "بسم الله الرحمن الرحیم" 19 حرف است ، و در آیه 30 سوره مدثر آمده است که نگهبانان جهنم 19 فرشته هستند و هر کس که بگوید قرآن سخن انسان است خداوند او را وارد جهنمی میکند که 19 فرشته نگهبان آن هستند . ما میدانیم که عدد 19 عدد اول است . ( عدد اول عددی است که فقط بر خودش و بر یک قابل تقسیم باشد ) شما می توانید با یک ماشین حساب کوچک موارد زیر را امتحان کنید . اگر شماره هر سوره را با تعداد آیات آن بصورت زیر جمع کنید مشاهده خواهید کرد که تعداد زوج‌ها 57 عدد و فردها نیز به همان تعداد یعنی 57 عدد میباشد .


زوج 8 = 7 + 1

زوج 270 = 268 + 2

فرد 203 = 200 + 3

زوج 180 = 176 + 4

فرد 125 = 120 + 5

.....
زوج 118 = 5 + 113

زوج 120 = 6 + 114

 

جمع زوج ها : 6236

جمع فرد ها : 6555

جمع آیه ها : 6236

جمع سوره ها : 6555

 

اما معجزه دیگر اینست که اگر حاصل جمع‌های زوج را با هم جمع کنیم 6236 بدست می ‌آید که مساوی است با تعداد کل آیه‌های قرآن. و معجزه دیگر اینکه اگر حاصل جمع‌های فرد را با هم جمع کنیم 6555 بدست میاید که مساوی است با جمع کل شماره سوره‌های قرآن. و معجزه دیگر اینکه اگر رقم‌های 6555 را با رقم‌های 6236 جمع کنیم، عدد 38 بدست میآید که خود ضریب 19 دارد:

( 2 * 19 = 38 = ( 6+2+3+6 ) + ( 5+5+5+6

توجه کنید که اگر تعداد آیه‌های قرآن را کم یا زیاد کنیم یا جای سوره ‌ها را با هم عوض کنیم دیگر چنین روابطی وجود نخواهد داشت . این نشان دهنده اینست که تعداد آیات قرآن همین اندازه و ترتیب سوره‌ها نیز به همین ترتیب بوده و در نتیجه قرآن نمیتواند کار دست انسان باشد .

 

تاریخ: 31/01/1386
نویسنده : ابوالحسن میری
[لینک به این مطلب]

نظر شما(2)

 
«صد شكر بر اين، صد حيف از آن»

باسمه ‏تعالي

  

«صد شكر بر اين، صد حيف از آن»

 

عيد فطر با همه‏ي شيريني و فرخندگي، آدمي را بر سر دو راهي شوق و تاسف مي‏گذارد. از يك سو شادمانيم كه در دوره ‏ي امتحان از عهده به در آمديم و دستورات الهي را اطاعت كرديم و از سويي اندوهگين هستيم كه چرا چنين دوره‏ا‏ي كه با رحمت و مدد الهي همراه بود، سپري شد. با رسيدن عيد فطر، ماه رمضان رخت برمي‏بندد و چشمان ما تا سال بعد به انتظار آمدنش به راه خواهد بود. رفتن اين ماه گران ‏قدر براي همه ‏ي كساني كه طعم روزه ‏داري را چشيده‏اند، بر سفره ‏هاي سحر و افطار اين ماه نشسته‏اند، در هواي آمرزش‏آميز و مغفرت‏آور اين ماه تنفس كرده‏اند و در سايه‏ ي آن از شر شيطان در امان بوده ‏اند، قابل درك است و همه كم و بيش حسرت رفتن اين اوقات را درك مي‏كنند اما هيچكس به اندازه ‏ي خاندان اهل‏البيت «عليهم ‏‏السلام» كه در مسير اطاعت و بندگي خداوند از همه پيشي گرفته و پشوايان اهل تقوي شده‏ اند، آثار فقدان اين ماه را درك نمي‏كند. امام سجاد «عليه ‏السلام»، بزرگ آموزگار نيايش و مناجات‏ عارفانه، در دعاي چهل و پنجم صحيفه‏ ي سجاديه در قالب يك نيايش و مناجات، شيوه ‏ي وداع با اين ماه مبارك را به ما آموزش مي‏دهد. امام در اين مناجات پس از حمد و ثناء الهي، از خدا بخاطر آنكه با قرار دادن تكاليفي خاص در اين مقطع شريف از زمان، موجبات تقرب مسلمانان به خود را ايجاد كرده است، شكرگزاري مي‏كند و در ادامه مي‏ فرمايد:

«اين ماه مبارك، در ميان ما به شايستگي زيست و به نيكي همنشين ما گرديد و گران‏ مايه‏ ترين سودهاي جهان را به ما بخشيد و چون مدتش به سر آمده و شمار روزهايش پايان گرفت، از ما جدا شد.

اينك او را بدرود مي‏گوييم؛ همچون كسي كه رفتنش براي ما دشوار است و ما را دچار اندوده مي‏كند ...

بدرود بر تويي كه از گرامي ‏ترين اوقاتي بودي كه با ما همنشين شد ..

بدرود بر تو اي همنشيني كه تا هستي پر قدر منزلتي و چون جدا شوي، فراق تو دردناك است...

بدرود بر تو اي همدمي كه وقتي آمدي، آرامش براي دل ‏هاي ما آوردي و شادمانمان كردي وچون سپري شدي ما را در وحشت تنهايي گذاشتي و درد فراق افزودي.

سلام بر تو اي مددكاري كه ما را در مقابله با شيطان يار بودي و اي رفيقي كه راه ‏هاي نيكي كردن را پيش پاي ما هموار نمودي.

بدرود بر تو كه چه بسيار گناهان ما را نابود كردي و چه بسا عيب‏ها ي گوناگون ما را پوشاندي!

بدرود بر تو كه كه براي گناهان ‏كاران چه طولاني بودي و در دل‏ها ي مومنان چه پرشكوه بودي!

بدرود بر تو كه با بركت بسيار به ما روي آوردي و ما را از چرك‏هاي گناهان شستشو دادي!

بدرود بر تو كه ديروز چون با ما بودي، به سختي دلبسته‏ات بوديم و فردا كه از ميان ما خواهي رفت، از جان و دل آرزومندت هستيم.

‌‌[خدايا] پوزش ما را بپذير كه در اين ماه در در اداي حق تو كوتاهي كرديم و عمر ما را به ماه رمضان آينده برسان ...   

خدايا، اكنون كه اين ماه به پايان رسيد و جامه‏ ي زمان را به دور افكند، تو نيز جامه ‏ي گناهان ما را درآور و به دو بيفكن و با رفتن اين ماه، بدي‏هاي ما رانيز ببر و ما را به سبب آن از نيك‏بخت‏ترين روزه‏ داران و پرنصيب‏ترين و بهرمندترين‏ آنان قرار ده.

خدايا اگر كسي از روزه ‏داران، چنان كه بايد، حق اين ماه و حرمتش را پاس داشته و به احكام آن عمل كرده و از گناهان دوري ورزيده است يا به وسيله‏اي به تو تقرب جسته كه خشنودي و رحمتت را براي او در پي داشته است، همانند آنچه به او مي‏بخشي از خوان بي‏نيازي ‏ات به ما نيز ببخش و چندين برابر آن را از فضل خود به ما ارزاني كن كه فضل تو كاستي نمي‏گيرد و گنجينه‏ هاي تو نقصان نمي‏پذيرد ...

خدايا، ما در اين روز فطر كه آن را براي مومنان روز عيد و شادي و براي دينداران هنگامه ‏ي اجتماع و همكاري قرار دادي، از هر گناهي كه مرتكب شده‏ايم، از هر زشتي كه پيش از اين كرده‏ايم و از هر انديشه‏ ي بد كه در دل خود نهان داشتيم، دست برمي‏داريم و به سوي تو مي‏آييم؛ همچون كسي كه ديگر خيال بازگشت به گناه را ندارد و ديگر مرتكب هيچ گناهي نخواهد شد؛ خالصانه و بدون ذره‏ اي شك و ترديد. پس بر بازگشت ما آغوش گوشاي و از ما خشنود باش و ما را بر ترك گناه استوار بدار! »  (1)

اميد كه خداوند، عمر ما و دوستان‏ مان را در اطاعت و بندگي خويش طولاني ساخته و ما را باز هم در رمضاني ديگر بر سفره ‏ي عفو و بنده ‏نوازي خويش بنشاند و از مهرباني‏ ‏هاي ويژه ‏اش بهرمند كند.

آمين يا رب العالمين

 

 

 فرار رسيدن عيد سعيد فطر،

 روز شادماني مومنان و تقوي‏ پيشگان را  

بر شما دوستان عزيز تهنيت مي‏گويم!

 

 

پاورقي:

1. صحيفه‏ي سجاديه، نيايش چهل و پنجم، نيايش در بدرود ماه مبارك رمضان

تاریخ: 04/08/1385
نویسنده : ابوالحسن میری
[لینک به این مطلب]

نظر شما(0)

 

1 2 3 4 5 6 7  »

594