| رئیس زنده است | |
به نام خدا. رئیس زنده اس! همین. محض اطلاع عرض شد. دوستان نگران نباشند. رئیس همه جا حامی شما. هم صفحه اصلی. هم حبیکه . هم همه جا. رئیس زنده است. زنده باد رئیس! |
|
| نامه سرگشاده | |
نامه سرگشاده: از رئیس دارالعلماء و الفضلاء المجازی به رئیس دار العلماءو الفضلاء الحدیث مجازی ای خدا چی کار کنم نمره مو پیدا کنم. آی چه کنم آی چه کنم. ...( بر وزن ای خدا چی کار کنم آهومو پیدا کنم خوانده شود؛ لطفاً). خب ما هر چه می گوییم کسی نیست اهمیت بدهد. آخه خداوند خیر کثیرتان بدهاد؛ جناب آقای استاد حسینی معزز؛ چرا این همه در حق کارمندان و دانشجویان و کارکنان آن مکان مقدس اجحاف میکنید. چرا از خدا نمیترسید؟! چرا فکر نمیکنید بالاخره یکی مثل من به پاخاسته و خواستار احقاق حق ایشان میشود؟! چرا فکر نمیکنید که این همه نیروی با استعداد دارند انجا حرام میشوند. آخه خدا خیرتان بدهاد! چرا این نیرویتان را هدر می دهید؟! حیف این همه استعداد و توانایی فوقالعاده و فوق سری و فوق ساواک و موصاد و سیا نیست، که باید این همه رنج محرومیت ناشناخته بودنشان را تحمل کنند و تازه به بهترین وجه برگه صحیح کنند؟! من نمیدانم در آن دانشکده چه میگذرد که این چنین جوانهای مخلص و کارآمدی باید هدر روند؟! بابام جان کمی هم به فکر اینهمه استعدادهای نهفته باشید! اگر خودتان در راه کشف این عزیزان ماندهاید، بفرمایید تا کسانی امثال اینجانبان بیایند و ایران را از رنج محرومیت و فقر دانشمندان مستعد و فداکار جامانده از پرواز «فرار مغزیها» نجات دهیم!! آخه این طوری که نمیشود!! تا کی باید جهان سومی و چهارمی و پنجمی و... بمانیم؟! اصلا چرا شما مانع پیشرفت و ترقی این نیروهای فوقالعادهتان می شوید؟! حیف نیست هرسال این سازمان سنجش بی نوا به خاطر عدم حضور و آگاهی از چنین نخبگانی این همه ضربه بخورد و نتواند از این همه تقلب جلوگیری کند؛ بعد شما کرور کرور، نیروی نخبه و ضد تقلب در دم و دستگاهتان مخفی کردهاید که چه؟! فکر کردهاید که با این کارتان ایران پیشرفت میکند؟! آخر حیف نیست نیرویی که به راحتی آب خوردن بدون این که حتا خودش هم احساس بکند، جلوی تقلب 180 نفر دانشجوی متقلب را میگیرد، و بعد....! واقعا متأسفم! من اگر روزی به جای شما رئیس این علمای مجازی و دانشکدهشان شدم، اولین برنامهام را کمک و یاری و نجات این مظلومان و ستمدیدگان از دست شما، قرار خواهم داد!! آخر این به عقل جن هم قد نمیدهد!! اصلا شما خاطرات انیشتین و دکتر حسابی و... را خواندهاید؟! اگر میخواندید متوجه میشدید که چرا آنها خودکشی کردند؛ چون می دانستند در آینده نمه چندان دور کسانی میآیند و آنها را به گوشه ای پرتاب می کنند!!! شاه پدر آمرزیدهیِ ملعونانِ منفوران( با اجازه استاد فقهی زاده) این همه آدم فرستاد به اسرائیل تا آموزش ببینند و یاد بگیرند تا جلوی خرابکاری و... را بگیرند، بعد شما حی و حاضر مقابلتان،.... بماند. بماند که دلم از دست شما خون است. خدا کند آنقدر دیر نشود که قدر آن عزیزان دَربَندِ اتاقک آزمون را ندانسته باشید و از دستشان بدهید، با این اوضاع و احوال و نامهنگاریها شاید این ها را هم دزدیدند و ... باز ما میمانیم و حوضمان!! البته بنده هم به این نبوغ تا به این اندازه آشنایی و اطلاع نیافته بودم!!( راستِ حسینیش. هر چند در طول ترم قبل نم نمکی بارقه های جوشش این استعداد به چشممان خورد اما کو تا باور و یقینِ امثال منای که کوته فکرم و با ایمان ضعیف) ماجرای این اکتشاف هم بر میگردد به این امتحانهای مفصل و در خور تقدیر که کلی انسان بااستعداد را جلوهگر و نمایان کرد. چه از زمانبندی های یکسان دو درس کاملاً متفاوت و ( که نشان از استعداد ریاضی و هوش بالا بود، و این که چطور می توان دو درس متفاوت را در فهم و درک و زمان یکی دانست، که همین مسئله مدتها ذهن مرا مشغول داشته بود و ...) چه از نحوه آزمونگیری و.. تا برسد به تصحیح اوراق مجازیمان!! این که بتوان 180 نفر دانشجوی نخبه و عالم را دور زد و منحرف کرد و سوالها را جابجا کرد، کلی هنر می خواهد و استعداد!! اما ... اینکه بتوان در دور زدنهای مدام گیر نیفتاد و جان سالم به در برد، خب جای بسی تامل است! اینکه تا دستت رو شد و از حضرت دارالعلما و الفضلاء مجازی رو دست بخوری، بروی و این دفعه گزینه ها را تغییر دهی، این دیگر کار حضرت فیل بود یا حضرت جِنّ!! که به عقل منِ آدمِ معمولی که نمیرسید هیچ؛ به عقل متقلبین ماهر و زبردست هم هکذا!! دور از جانِ شما اصل داستان از این جا شروع شد که: حالا باید تصحیح شوند تمام استعدادهای به کاربرده شده!! اما از آنجا که حضرات ملکالموتیها بسیار با استعداد هستند، بازهم دست به یک خرابکاری عظیم(به بلندای نیاگارا) دست زده و... اینجا کشف همان استعداد ها بود. خب اگرگزینه ها جابجا شد به عقل کداممان قد میداد که« عیبی نداره و فرقی نمیکنه، سوالها که جابه جا نشده تا پاسخنامه هم جابجا شه، پس همان طوری تصحیح شن» خب راستِ حسینیاش شما کی میتوانستید چنین استدلال و استنتاج و ... بکنید که این ها کردند... حالا هی من بگویم که شما قدرنشناس چنین موجودات نازنینی در دم ودستگاهتان هستید، هی انکار کنید!! فردا که این نخبگانتان را دزدیدند و ماندید دست تنها، آن وقت قدر و ارزش این پند و نصیحت دارالعلماء را میدانید و افسوس می خورید از نداشتن مشاوری چون من!! اما کلامی هم با حضرت استاد مجیدی!! مهندس باهوش و یاران و اصدقاءاش!! آنانی که با مظلومیت و محرومیت در نهایتِ ستم و بیدادِ دستگاه حاکمه مجازی لب به دندان می گَزَند و دم فرو نمیآورند، تا بلکه روزی برسد و ایران قدر علماءاش را بداند و پیشرفت کند. اما بالا غیرتن بیایید و ما را تنها نگذاشته و فرار مغزی مشوید!! که بسیار محتاج شماییم و ان شاء الله زمانِ ظهور، شما و استعدادهای کثیر و بی بدیلتان کشف خواهید شد که در حدیث آمده که تا زمان ظهور فقط دو، بیست وهفتم علم کشف می شود و قطعا شما جزء بیست و پنج قسمت باقی مانده علم هستید!! خدا صبرتان دهد که ماها را تحمل می کنید و ما را مرگ دهاد که شما را اذیت میکنیم. والخداحافظ مع العلمای التوبه کار! رئیس دارالعلماء و الفضلاء المجازی بیستم ماه دوم از بهارِ سنه یک هزار و سیصد و هشتاد و پنج خورشیدی ارسال به 1- دفتر رئیس اعظم 2- دفتر رئیس مجازی ها 3- تابلوی اعلانات دانشکده 4- تابلوی اعلانات حرم 5- در ادامه و پایان نامه رئیس جمهور به بوش( دامت برکاته علی الخانوادهاش) 6- برسد به دست الفنیون، الملکالموتیها، باب السلامی ها، علماء المجازی و ...
|
|
| ببخشید | |
با سلام و عرض معذرت از اینکه خودمان خراب کردهایم وخودمان هم نمی توانیم درست کنیم. خودمان زرنگ بازی در آورده و به خیال خودمان از تقلب جاتِ شما علمای مجازی جلوگیری کردیم و سوالها را جابجا کردیم و همان طوری صحیح کردیم. ببخشید که باز هم گل کاشتیم. ببخشید که نبوغ ما بیشتر از شماهاست و در سطح ما نیستید. ببخشید که نتوانستیم یه آزمون مشتی از شماها بگیریم تا حرصتان را بیشتر از اینها در بیاوریم. ببخشید که ما هنوز نمی دانیم که اگر ترتیب سوالها جابجا شد باید همان بلا را بر سر پاسخنامه در بیاوریم تا درست تصحیح شوند. ببخشید که نمره 20 را به راحتی بدون محاسبات سخت و پیچیده با یک فرمول ساده تبدیل به 8 می کنیم.ببخشید که ما پشت سر هم گُل میکاریم. ببخشید که از ما برای تیم ملی دعوت نمیشود با این همه گُل زدنهایی که بلدیم. ببخشید که اصلا این دانشکده را راه انداختیم. خوشحالیم که باز هم روی اعصابتان درجا میزنیم و نمیگذاریم تا درس بخوانید. خوشحالیم که داریم شماها را راهی رواندرمانخانه ( بخوانید تیمارستان) میکنیم. از شوق این همه استعدادهای فراوانی که داریم شبها خوابمان نمیبرد. و .... همهاش ببخشید چون صد ترم اولش سخت است. دویست ترم دوم سختتر میشود. با ببخشید فراوان: واحد ملکالموت یا همان آزمون |
|
| العلم لنا | |
يک خبر علمي!! باور کنيد شوخي نيست. عدهاي از مهندسان رايانه ايراني موفق شدند برنامهاي را طراحي کنند که سرشار از هوش است. بناربر گزارش بعضي از اينوريها و برخي از اونوريها، اينها همهاش از عوارض و فوايد چرخه کامل سوخت هستهاي است!! عدهاي از جاسوسان تمام دنيا(بخوانيد هکرها) بالاخره بعد از مدتها تلاش بيوقفه و بيامان، موفق شدند بعد از 8 ماه سعي و تلاش از "ديوار آتشين"سايت يکي از دانشکدههاي نُبَغاي ايراني عبور کرده و علم ايراني را بِرُبايند. (البته هنوز نرباييدهاند که فعلاً در حال شوک هستند.و عواملشان به دنبال مهندس اين برنامه محيرالعقول که...) به گزارش حاکي شده، اين علماي خارِجَکي ماندهاند در تعجب اين پيام که: 1- چقدر مگر بشر ميتواند هوش داشتهباشد که اگر همهاش را جمع کني به اندازه يه نخود هوش و استعداد ايروني نميشود. و چقدر اين ايرونيها اديباند که در هر زمان ميتوانند عکسالعمل نشان داده و با کلمات بازي کنند و کلي شعر بسرايند. حضرت حافظ کم آورده. او با کلمات شعر مي سراييد و اين ها با حرف اضافه و ربط و بي ربط و شرط و... . آخه مگه ميشود آدمي اين همه خلاق باشد. "غير" و "لاغير" و "منتظره" و "غير منتظره" و " انتظار" و... کلي عبارت ميسرايند. 2- چيزي که باعث شده عدهاي از اين مفلوکان جاسوس را کيش و مات کند، اين است که اين برنامه نويس محيرالعقول و با هوش و نخبه –که از جمع "فرار مغزيها" جامانده( يا پول بليت نداشته يا بليت بهش نرسيده)- کاري کرده است کارستان.!!! اصلاً حالا که خودم دارم اين گزارش را مينويسم کلي شاخ درآوردهام. به حق چيزهاي نديده و نشنيده. عمراً که حضرات علماي مجازي به چنين پيام مخابره شدهاي برخورد کرده باشند. يا از شيوههاي جديد استکبار است يا اينها زيادي نخبهاند. معالوصف و معالاسف و معالاسب، بايد عرض شود که همگيتان مطلعايد که در هنگام وقوع زلزله 12 ريشتري « خطاي غير منتظره» هيچ گاه چشممان به جمالِ «ارسال گزارش» منور نشدهبود. لکن همين چهار چشمم کور شود اگر دروغ بگويم، بابام به جان حضرت شارون "دامت برکاته علي الخازنين جهنم"خودم ديدم که تا اين زلزله وقوع يافت، به اندک زماني فاصله پيامي آمد که « گزارش شما دريافت شد». به جان مامانِ بوش و موش من اصلا هيچ کاري نکردم. خودِ اين برنامهي نوشته شدهي کامپيوتري با هوش مصنوعي کار ميکند. ببخشيد که جملات بنده درهم برهم است. آخه از يه طرف طبيبان، بربالينم دارن شاخها را مي بُرَن و از آن طرف فرشتگان زميني سِِرُم پشت سِرُم "وصل" مي کنند تا "انقطاعي" صورت نگرفته تا اثر "ضعيف" نشده و بهانه اي نباشد براي ردِّ گزارش ما! جانم به قربانتان عارض باشد که: « نترسيد! اين واقعيت دنياي مجازي و مدرنيزم است. اين همان بمب اتمياي است که "بوشِ" مفلوک اين همه جيغ و داد کرد تا ما را بيدار کند و کسي حتي ما هم گوش نداديم. و به شوخي گرفتند. نکته بهداشتي: معالاسب قبلاً يک عدد قرص بيخيالي خورده و بعد به ميز کارتان وارد شويد. و حتماً از ديدن دروس در نيمه شب و يا زمان خوابِ خانوادهتان جداً جلوگيري کنيد. و گرنه دنياي علوم و فوت و فن آوري از نبود شما ضربهاي سخت خواهد خورد. رحم کنيد به اين مردمان بيچاره که ..... خبرگزاري دارالعلماء و الفضلاء مجازي والسلام به تاریخ چهارم شهر اردیبهشت یک هزار و سیصدو هشتاد و پنج هجری خورشیدی |
|
| التوبه | |
خداحافظ مثل اين که قرعه اول اين درد دل نامه افتاد به خودمان. چه عجب بالاخره يک جايي شانس با ما يار شد. الغرض خدا بگويم اين "الفنيون" را به تير غيب خودشان گرفتار کند. ان شاء الله از دوستان و اقوام خودتان هم دراين دانشکده قبول شوند (تنها دعاي خيري که بلدم) هم خير عقبي دارد و هم خير دنيا. «اينقدر خوب است اين دانشکده که نگو. همه چيزش روي اصول و کتاب است. تو بگو خرده اي اذيت شويد اصلاً. آنقدر خوب پيش ميرود که اصلاً متوجه نميشويد که کي غيبت خورديد، کي درس خوانديد، کي زجر کشيديد.» اصلا و ابدا. عمراً چنين چيزهايي را در اين جا مشاهده کنيد. چند وقت پيش يکي از اقوام خودمان مشکل عصبي پيدا کرده بود. پدر بزرگوار فرمودند بياوريد منزل ما. درمانش نزد ماست. آوردند و از آن روز به اين طرف از اين رو به آن رو شده بنده خدا. طبيبان دسته جمع اعلان معجزه کردهاند. اين بيست و سي هم نشان داد. اين ها را گفتم که بعداً حضرات علماء اين قدر به اين دم و دستگاه خرده نگيرند. قدر بدانند. آن وقت که خدا اين نعمت را ازِتان گرفت متوجه ميشويد که چه بهشت « اِرَم»ي را از دست دادهايد. اینجا "دارالشفاء" ست. اين فاميل ما با يک هفته مشاهده دروس بنده کلي اعصابش آرام شد. حالا ديگر بنده به مشکلات و کارهاي روزمره خودم ميرسم و مردمي که پشت درصف بستهاند هم درسهاي بنده را بدون مشکل و خطاي منتظره و غير منتظره( که جزء احاديث ضعيف موضوعي است) ميبينند. هزينه اينترنت و تلفن و ... جيغ و دادهاي خانواده هم در آمده. اصلاً کي گفته که "سايت و مايت" ما مشکل دارد. هر که گفته، الهي به تير غيب بَربِخُورد. ما ها بايد کمي هم به فکر آخرت و عاقبت مان باشيم تا کي ميخواهيم به "اين سرِهمبافي" هاي خودمان ادامه بدهيم. از خدا نميترسيم. حديثي خواندم در مورد همين تهمتهايي که به گروهي از "آخِرين" ميزنند در آينده. مضمونش اين بود که عدهاي از خدا بيخبر در حاليکه در خانهشان نشستهاندبا هم ارتباط برقرار ميکنند( اينجا فکر ميکنم به همين اينترنت اشاره شده) و براي فرار از علم اندوزي دست به هر بهانهاي ميزنند. از هر وسيلهاي استفاده ميکنند تا به هدفشان برسند. اصلا اصل استخدام وسيله را رعايت نميکند. خيلي از خدا بيخبرند. اصل حدودالله را که بماند... . اين روايت را از کتاب "مَن لا دروغٌ َلهُ في عالَمِ الآينده " از اصول ابو هريره يافتم. از زماني که اين خبر را خواندم «مو» به تنام راست شده.شبها خواب ندارم. همهاش کابوس میبینم. بيست و چهار ساعته به درگاه خدا افتادهام که خدايا مرا ببخش! خدايا غلط کردم. ديگر به اين "آخرين" ها وصله نميچسبانم. خدايا توبه. آن هم نصوح. بارالها درهاي آسمان را براي من بگشا تا از گروه افترا زنندگان درآيم و به گروه "الفنيون" بپيوندم. الهي! ما را کم از زماني مورد نفرين اين"آخرين"ات قرار نده. که تمام دودمانمان را با يک آه به درگاهت بر باد ميدهند. القصه! حضرات، علماء، فضلا، عرفا، اساتيد، استادانک ها، "اِرائيون"، "نکير و منکريون آخر ترم"،" ملکالموت"یها، شما را به جانِ هر چي آدم دروغگوي افترا زن است، بياييد دست از اين کارها برداريم و کمي هم به فکر عاقبتمان باشيم. از ما گفتن بود. از شما ها نشنيدن. آن دنيا کسي خِرِ ما را نچسبد که تو با اين همه آگاهي و علمي که داشتي چرا به ما نگفتي تا ما هم به راه راست هدايت شويم. به من چه. اصلا هر کسي را در قبر خودش ميگذارند. والسلام عليکم و رحمه الله و برکاته علي الفنيون. این جا را کسی جزء الفنیون گرامی نخوانند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ( حضرات الفنيون شما را به جان همانهايي که گفتم اين دفعه بزرگواري کنيد مشکل را حل کنيد. وگرنه دوباره شروع مي کنم ها. بابام من کلي دارم غيبت مي خورم. دست برداريد. مردمآزاري هم تا حدي. اين همه تعريف و تمجيد ان شاء الله که کارساز باشد. خاک پاي سِروِرِتان: مسئول دارالعلماء و الفضلاء) |
|
1 2 »